تبليغاتX
خیلی وقته تو سکوت غم اسیرم


خیلی وقته تو سکوت غم اسیرم

 

.:: توضیحات ::.

برسنگ قبرمن بنویسید خسته بود اهل زمين نبود نمازش شكسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد پاك بود چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود
×××××××
تو از خاک نبود که گریختی تو از انها گریختی که حرمت زمین را با گام های آلوده شکستند...


 


.:: امکانات ::.

صفحه نخست
پست الكترونيك
 


.:: آرشیو ::.
 

آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

 


.:: آرشیو موضوعی ::.
 

 


.:: پیوندها ::.


رفاقت كوير و سراب
دست نوشته هاي من-سمانه خواهرم
آنسوي بي سو-مژي جون
ساكن زمين-علي عزيز
سوخته-محمد عزيز
روزگار تنهايي-آ سد مهدي
هيچستان-آرش
غريب آشنا



.::
قالب از ::.

 

نازنین

www.Naazanin.Com


 

ان مع العسر یسری...


 

    

فانَّ مع العسر يسرا.انَّ مع العسر يسرا.فاذا فرغت فانصب.و الي ربّك فارغب(الانشراح/5-8)

پس با هر سختي البته آساني هست.و با هر سختي البته آساني هست.پس چون به اطاعت پرداختي براي دعا همت دار و به سوي خدا هميشه متوجه و مشتاق باش.

حضرت عشق بفرما كه دلم خانه ي توست
سر عقل آمده هر بنده كه ديوانه ي توست

و اينست تمام آنچه كه نام بودن بر خود ميگيرد حالي كه نيست و نبودنش دليل بر بودن كذايي آنست در دنياي غربت گرفته ي تن آدمي،در مهلكه اي كه جذام گبر تمامي شيفتگان را مي آلايد بي هيچ اثر و المي!
آلت سكوت را هنگامي كه به آواي فرياد گداخته مي كنند و لسان را از حلقوم اندك اندك به بيرون ميكشند و تو را ميان كام مي جوند و خرده ميگيرند تو را و هستي ات را و اوامرت را و آواي به تن نشسته ات را و تو همچنان آرام و با وقار مي نگري تمام جذاميان را.

تويي كه تويي ات و عشقت و تمام مهر و متانتت در بودن و نبودنت و خاص و عام بودنت در رحيميتت گنجانده ميشود،مرا جايي هست در ميانه تو...نميدانم...نميدانم و به نسيان سپرده ام سخت،عهد و پيمان ازليم را و گم كرده اي ام كه جز با مصباح هدايتت رهنمون نخواهم گشت و همچنان غريق و گمگشته ي ديار غربت تنهاييم و خسته ام از جان و اميدوارم به روح لايزالي تو...

سوگندت مي دهم كه اميدم را نا اميد نساز و پناهم ده در برت و عشق و مودتت را از من دريغ مدار!و دستان گرمت را براي هميشه در دستانم نهان بدار،هو الباقي!يختصَّ برحمته من يشاء!

آمين يا رب العالمين

دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر             كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست

زين همرهان سست عناصر دلم گرفت              شير خدا و رستم دستانم آرزوست

  
 
 لینک نوشته - یه اسیر دربند - چهارشنبه نهم آبان 1386