اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن ارحيم
و باز اي خداي مهربانم با دلي شرمگين و و گناهكار به آغوش گرم تو پناه مي آورم.ندامتكارم و نميدانم تو مرا خواهي پذيرفت يا نه.مدتيست كه دور بودم ازت و اينك با قلبي سياه به درگاهت پناه آورده ام.ميگويند تو ارحم الراحميني،ميگويند ستارالعيوبي،ميگويند توبه پذيري،ميگويند شفقت و مهربانيت را كسي ندارد،ميگويند گذشتت را هيچ كس ندارد...خيلي چيزها ميگويند درباره ات و جوشن كبير دليل بر اين مدعاست.نميخواهي بگويي كه همه اش دروغ است؟نميخواهي كه اين بنده ي گنه كارت را براني از برت و گمان كند كه هيچ جا مامني براي او نخواهد بود؟نميخواهي كه گمگشته و غريق دنياي پليد تباهي بمانم؟

نه!حق با من نيست.تو هميشه نظاره گر من بودي و هستي،اين منم كه گاهي به نسيان ميسپارم تو را در خاطرم و يادم ميرود كه تا آبي آسمان هست تو هستي و بر تمام اعمال نيك و پليدم آگاه به حقي...
ببخشاي بر من...ببخشاي بر من...ببخشاي بر من و درياب مرا و راهي بر من بنما كه جبران گذشته ام باشد و شيريني گناه را در كامم به تلخي زهر گردان...
آمين يا رب العالمين