تبليغاتX
خیلی وقته تو سکوت غم اسیرم - دلتنگ تو...


خیلی وقته تو سکوت غم اسیرم

 

.:: توضیحات ::.

برسنگ قبرمن بنویسید خسته بود اهل زمين نبود نمازش شكسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد پاك بود چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود
×××××××
تو از خاک نبود که گریختی تو از انها گریختی که حرمت زمین را با گام های آلوده شکستند...


 


.:: امکانات ::.

صفحه نخست
پست الكترونيك
 


.:: آرشیو ::.
 

آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

 


.:: آرشیو موضوعی ::.
 

 


.:: پیوندها ::.


رفاقت كوير و سراب
دست نوشته هاي من-سمانه خواهرم
آنسوي بي سو-مژي جون
ساكن زمين-علي عزيز
سوخته-محمد عزيز
روزگار تنهايي-آ سد مهدي
هيچستان-آرش
غريب آشنا



.::
قالب از ::.

 

نازنین

www.Naazanin.Com


 

دلتنگ تو...


 

    

اللهم كن لويك الحجة بن الحسن

آخ كه چقدر دلم واست تنگ شده.واسه اون آغوش گرمت،واسه اون بوسه اي كه به سرم زدي،واسه اون كلام شيرينت كه بهم گفتي چرا اينقدر دير اومدي؟منتظرت بودم،واسه اون چهره ي نورانيت كه لياقت اينو داشتم جزو معدود كسايي باشم كه كنارت باشه..اما حيف كه همش يه روياي شيريني بود كه كاش هيچ وقت از خواب بيدار نميشدم...هيچ وقت.اما حالا چرا فراموشم كردي؟چرا منو از ياد بردي؟يعني اينقدر بد شدم كه لياقت يه نگاه كوچولو از طرف تو رو ندارم؟نميدونم...نميدونم!حتي محمد هم دليلش رو بهم نميگه!يعني اون ميدونه و نميخواد بگه چون بد شدي ديگه امام هواتو نداره؟حتما بد شدم ديگه.مگه نه؟اما مگه چيكار كردم؟آدم كشتم؟دزدي كردم؟كار حرام كردم؟...آره راس ميگي غيبت و دروغ و كفر و...از همه ي اينا بدتره كه خواسته و نا خواسته مرتكب ميشيم.

دلم واست تنگه..خيلي زياد...عيب نداره،همين كه امسال قبولم كردي كه بيام پيشت،كه بيام تو مسجدي كه خيلي ويرونه س و من دلم خيلي گرفت وقتي كه ديدم به هيچ جاي اون نميرسن،همين كه لحظه لحظه ي نمازم تو رو كنار خودم حس مي كردم...خودش يه دنيا بود!

دستمو بگير اي منجي وعده داده شده كه سخت دلتنگ توام!

  
 
 لینک نوشته - یه اسیر دربند - چهارشنبه هفتم شهریور 1386